|
کاش میشد اما نمیشه، آخه مامان بعضی ها قبول ندارن که بچشون ماشاالله برا خودش آقایی شده! خودمونیم من که اگه جای پدرزنه بودم دختر دسته گلمو بدبخت نمی کردم.
دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حسن خداداد آمد
ای عروس هنراز بخت شکایت منمای
حجله ی حسن بیارای که داماد آمد!

در ادامه شعری از خوانده های خواننده مرحومه مغفوره جنت مکان که نور به قبرش بباره الهی :
عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته که صد تا شبنم اشک توی چشمات نشسته منم مثل تو بودم یه روز تنهام گذاشتن یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن چه تهمتها شنیدیم چه تلخیها چشیدیم عروسک جون تو میدونی چه حسرتها کشیدیم عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت بجای حجله ی بخت برام زندون غم ساخت بمیره اونکه میخواسته مارو گریون ببینه سرای سینه هامونو زغم ویرون ببینه عروسک جون نگام کن چشام برقی نداره زمستونه تو قلبم که هیچ گرمی نداره باید اینجا بخشکیم تو گلدون شکسته نه اینکه باغبون نیست در گلخونه بسته دلم میخواد یه روزی بعد سالها پرستوی سعادت رو ببینی نمیخوام بیش از این تو صورت من نشون یاس و وحشت رو ببینی دلم میخواد یه روزی فارغ از غم تبسم روی لبهامون بشینه شاید اونروز دوباره جون بگیره نهال آرزوهامون تو سینه
|